حالاتمام مسیر را له له میزنی برا ی جرعه ی غزل یایک حس ناب که خدا را از میان تک تک سلولهایت بیرون بکشی و خیالت راحت ..
چرایقین نمی کنم به این درد. به خودم میگویم بیا تمام حرفها را از اول مرورکن از اول اول ... وبعد خودت را هق بزن و از هستی ات فاصله بگیر آنقدر که ...حالت خوب میشود!؟
نه انگشتر ابن عربی . نه سر گشتگی مولانا و نه دلخوشی خیام ونه آن اسفار اربعه ... هیچکدام راه نجات آدم نمیشود..!!!!!
- آدم را میل به جاودانه شدن از پله های عصیان بالا برد و در سراشیبی دلهره ها توقف داد...این را سلمان هراتی میگوید.
اما این روزهاکه میان خیابان های پایتخت قدم میزنم وبوی نم از دیوارهای شهر به شعور آدم نهیب میزند بیشتر از هر وقتی احساس میکنم که باید درآرامش خود ساخته ای فرو بروم. چند روزیست که درتجربه های آدمهای دور وبرم احساس تعلق به ناکجایی را میبینم . تعلق به کسی ویا به چیزی که نمی دانند چیست ؟ کجاست ؟ و چگونه است؟
شاید ما زنان دربرخورد با امر واقع به دلیل شرایط خاص اجتماعی شدنمان متفاوت عمل میکنم .شاید بعضی ها ادعا کنند که در ایران چنین شرایطی است و آنطرف مرزها اوضاع بگونه ای بسیار به سامان است اما اگربودکه این همه نهله های متفاوت و جورواجور فمنیستی در نمیگرفت . قصد هم ندارم درمورداین که چرا در ایران چنین موجی راه نمی افتد هم صحبت کنم . اما تجربه های زیسته ما (زنان) همیشه در زیر سیطره جنسیتمان پنهان است وهرگاه هم خواسته ایم به گونه ی دیگری باشیم این مساله مانع از آن شده است.
- قبلن درمورد دنیای مجازی وچت صحبت کرده ام و در مورد این که حتی در این فضا امنیت خاطری نداریم وتجربه ی من دراین مدت هر چند ناخواسته امکان بررسی تیپ های مختلف آدمها را خاطر نشان کرد. اوایل بیشتر تصور میکردم شاید این مواردکه من با آنها بر خورد کرده ام آدمهای خاصی بوده اند اما بعد ها که با دوستانم که آنها هم این فضا رابا شدت بیشتری و خیلی قبل تر از من تجربه کرده بودند صحبت کردم به یافته های تازه ای رسیدم. ..
- می خواستم بگویم ما زنان حتی در این فضا هم با آدمهایی که در ارتباط هستیم به نوعی خواسته یا نا خواسته همان نقشی را بازی میکنیم که دردنیای واقعی بازی میکنیم هرچند به ادعای خیلی از زنان یا حد اقل آنها که من با آنها در ارتباط بوده ام و آنهایی که نوشته هایشان را مطالعه کرده ام اکثر این زنها به نوعی می خواهند از سیطره مردانه بر خودشان برهند اما در همین وادی نیز مجبور به تحمل یا تن دادن به بعضی از از این رفتار ها می شوند...

رویکرد صحیح در مباحثه اینطور است که بگویید شاید من اشتباه میکنم و شما برحق باشید یابالعکس درهرحال ما هردو امیدواریم بعد از بحث مسائل را روشنتر ببینیم و این فقط تازمانیست که بدانیم نزدیک شدن هردوی ما به حقیقت مهمتر از روشن شدن کدامیک بر حق بودن است.