ما و جدایی نادر از سیمین
آنچه شاید در اولین نگاه به "جدایی نادر از سیمین" نمایان می شود واقعیت انکار ناپذیر زندگی هر روزه است که عادی و تعمدی جدی برای دستکاری نکردن سوژه ها بر روی پرده نشان داده می شود.
- درنگاه بعد گریز نوسینده از قهرمان پروری و اسطوره سازی از شخصیتها و حتی فراتر از آن از زن و مرد بودن. اشتباه های مدام و اصرار های پی در پی.... و کشش بسیار خوبی از کشمکش بین زن و مرد که آنقدر برای هم غریبه اندکه، و بیشتر در ارتباط بین مرد با زن که حرفها و خواسته ها و تامل ها بیشتر در ارضاء نیازها فرزند پیش می رود و آنقد که نادر سعی می کند دل دخترش را به دست بیاورد حاضر نیست به خاطر زنش کوتاه بیاید و یا حداقل احترامی برای احساسات او داشته باشد و در نهایت باز هم این حلقه واسط است که همه چیز به او ختم می شود.
- از طرف دیگر باز هم جای شکرش باقی است هنوز نویسنده هایی و کارگردانانی هستند که برای مخاطب حق و حقوقی قائلند و اجازه می دهند تا مخاطب نیز در فرایند ساخت و پرداخت اثر سهیم باشد و این همان سکانس نهایی فیلم است...
رویکرد صحیح در مباحثه اینطور است که بگویید شاید من اشتباه میکنم و شما برحق باشید یابالعکس درهرحال ما هردو امیدواریم بعد از بحث مسائل را روشنتر ببینیم و این فقط تازمانیست که بدانیم نزدیک شدن هردوی ما به حقیقت مهمتر از روشن شدن کدامیک بر حق بودن است.