مخالف یا بی تفاوت

من واقعن نمی دونم چه اتفاقی داره می افته . فقط اوضاع بی اعتمادی از اون چیزی که هست داره بدتر می شه . چند سال پیش یکی از دوستا م خیلی با پدرش که نظامی بود بحث می کرد . می گفت پدرم به من می گه آدم سر به زیری باش انقلابی باش پیرو فلانی باش و....... می گفت همیشه سعی می کنه من رو با یکسری حرفهایی که فقط شور و هیجان توش هست راضی کنه ٬به یک اصولی اشاره میکنه که نه برام مهمند و نه دغدغه منند .می گفت من بهش می گم تو راهت رو پیدا کردی یه ایدئولوژی داشتی رفتی دنبالش برات مهم بوده ارزش داشته اما اینها پاسخگوی من نیستن . ذهنیت من یه چیز دیگه  ست. این حر فهایی که شما می زنید با این عینیت جامعه  همسازی نداره . من وقتی این دهنیت را با جامعه تطبیق می دم اصلاْ ساز گاری نداره..... می گفت در تمام طول بحث با پدرم من از کسی ِچیزی٬ یا مرام و مسلکی دفاع نمی کردم فقط می گقتم این حرفها و این گذشته با اکنون ما خیلی ناسازگاره ٬  خیلی غریبه

دوستم گفت پدرم در آخر حرفاش بهم گفت مخالف باش بی تفاوت نباش

    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

     کلاه   د ا ری  و  آیین   سروری   داند