ذائقه و مترو
هم عجله داشتم هم خیلی سردم بود و نمی تونستم تو ایستگاه منتظر بمونم. از روی پله برقی دویم و خودم رو رسوندم به قطار و بر خلاف روزهای پیش خیلی شلوغ نبود و اتفاقن جا برای نشستن هم پیدا شد .بعد از آن سه بوق مشهور و معلوم درها بسته شد و پیره زنی در حالی که سعی می کرد تمام حواسش رو جمع کنه شروع کرد به معرفی کالای که بگفته خودش بسیار لازم و قیمتش هم به صرفه است ... القصه یک سوزن نخ کنی از داخل نایلون تو دستش در آورد و یک نخ یک متری که انگار روزگاری سفید بوده و الان به کرمی تبدیل شده بود رو دستش گرفت و چنان غرق نخ کردن سوزن شد که یادش رفت فروشنده است و باید به مخاطب هم نگاهی کند و... نه یه بار نه دو بار نه ۱۰بار ... همینطور ادامه می داد . نخ رو از تو سوزن در می اورد و دوباره سوزن رو نخ میکرد... خانمهایی که اونجا بودند نگاه هم کردند و خندشون گرفت .پیره زنه که تازه به خودش اومد که داشته چه کار می کرده ناراحت شد و رفت رو صندلی نشست و کمی هم زیر لب غرولند کرد.
- مترو پر است از دست فروشهای مختلف ...
از دونات رضوی تا خط چشم و سایه و ... سیر رنده کن و آبکش و کارت پستال تا آدامس و روسری و ... شکوفه مو و انگشتر تیتانیم ... خلاصه همه چیز پیدا می شه. این خیل عظیم فروشنده که گاهی تعدادشون از خود مسافرین هم بیشتر میشه به چند تیپ مختلف تقسیم می شوند
- یک عده به خوبی ذائقه زنانه امروزی را تشخیص دادند و علاوه بر اینکه خودشون هم در تیپهای بسیار ژیگول وارد عرصه می شوند سعی می کنند اجناسی بیارند که با این ذائقه متناسب باشه.
- یک عده ای شاید خیلی ظاهر آنچنان ژیگولی هم نداشته باشند اما قدرت مانور بالایی دارند . اصولن از زبان چرب و نرمی برخوردارند و با مزاح و لبخند و بازار گرمی اجناسشون رو می فروشند این گروه در واقع ذائقه روانی آدمها را خوبتر فهمیدند.
- یک عده ای هم هستند که تلاش می کنند نه تنها ظاهرشون خیلی آراسته نباشه بلکه نحوه فروششون هم با گدایی تفاوتی نداشته باشه . این عده با تحریک احساسات و نیاز به ترحم داشتن از افراد می خواند که کمکشون کنند و حالا بعنوان صدقه یک جنسی هم از اونا بخرند .
- نمی دونم چقدر مترو بر مصرف گرایی مردم افزوده . اما زمانی که از غذاهای آماده و رستورانهای مک دونالد و کارتهای اعتبار ی که بر سرعت عمل و کارایی و دسترس پذیری در جامعه ای که هروز داره به سوی تخصصی تر شدن پیش می ره ؟!! صحبت می شه .می توان ادعا کرد فروشندگان مترو که غالبن زنان هم هستند هم پای بازار های جهانی و شیوه های مدرن بازاریابی پیش می روند ...
رویکرد صحیح در مباحثه اینطور است که بگویید شاید من اشتباه میکنم و شما برحق باشید یابالعکس درهرحال ما هردو امیدواریم بعد از بحث مسائل را روشنتر ببینیم و این فقط تازمانیست که بدانیم نزدیک شدن هردوی ما به حقیقت مهمتر از روشن شدن کدامیک بر حق بودن است.