شعر و دیگر هیچ
خواهی نباشم و خواهم بود، دور از دیار نخواهم شد
تا "گود" هست، میان دارم، اهل کنار، نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم حال از هوای وطن دارم
چابک غزال غزل هستم، آسان شکار نخواهم شد
من زنده ام به سخن گفتن، جوش و خروش و برآشفتن
از سنگ و صخره نیاندیشم، سیلم، مهار نخواهم شد
گیسو به حیله چرا پوشم، گردآفرید چرا باشم
من آن زنم که به نامردی، سوی حصار نخواهم شد
برقم که بعد درخشیدن، از من سکوت نمی زیبد
غوغای رعد ز پی دارم، فارغ ز کار نخواهم شد
تیری که چشم مرا خسته ست، بر کشتنم به خطا جسته ست
"بر پشت زین" ننهادم، سر اسفندیار نخواهم شد
گفتم از آنچه که باداباد، گر اعتراض و اگر فریاد
"تنها صداست که می ماند" من ماندگار نخواهم شد
در عین پیری و بیماری، دستی به یال سمندم هست
مشتاق تاختنم؛ گیرم دیگر سوار نخواهم شد
سیمین بهبهانی
فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تو را میکشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چند سطر
دنیا به همین چند سطر رسیده است
به اینکه انسان
کوچک بماند بهتر است
به دنیا نیاید بهتر است
اصلا
این فیلم را به عقب برگردان
آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که میدود در دشتهای دور
آن قدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان
دوباره بر زمین...
زمین...
نه!
به عقبتر برگرد
بگذار خدا
دوباره دستهایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
گروس عبدالملکیان
رویکرد صحیح در مباحثه اینطور است که بگویید شاید من اشتباه میکنم و شما برحق باشید یابالعکس درهرحال ما هردو امیدواریم بعد از بحث مسائل را روشنتر ببینیم و این فقط تازمانیست که بدانیم نزدیک شدن هردوی ما به حقیقت مهمتر از روشن شدن کدامیک بر حق بودن است.