تبليغاتX
بدون مجوز - تیپ ایدال
پراکنده گویی ها و...
 تیپ ایدال
- برای خیلی از ما زنان اجتماعی زندگی کردن در جامعه ای مرد باور و مرد سالار گاهی اوقات خسته کننده و زننده است خصو صن انجایی که تلاش می شود تا بپذیریم که این  نگاه، فکر و طرز رفتار سنجیده و مطلوب است و ما مصریم که نپذیریم که چنین چیزی هست . 

 

- چند وقت پیش یکی از دوستانم گفت :من خیلی دوست دارم که یه زن موفق و یک الگو سازنده و کارامد برای خودم در زمینه علمی داشته باشم تا بتونم جاهایی که در دو راهی گیر می افتم و یا نیاز به تجدید قوادارم این فرد را داشته باشم و بهش استناد کنم .

- چند سال پیش یکی از دوستانم که چادری بود و حاضر نبود بجز محدوده دماغش چیزی بیرون باشد را درحالی که داشت به سیگارش پک میزد و به دلیل تیغ زدن به موهاش جز چند تارمو کوتاه نداشت باآرایشی غیر متعارف دیدم .قبل از اینکه شکه بشم با خنده بهش گفتم این چه قیافه ای برای خودت ساختی، خب درست آرایش میکردی.خندید گفت : خوااااااااااهر، به این خوشگلی شدم . حالا اتفاقن نه طرز آرایشش برام عجیب بود و نه سیگار کشیدنش.تنها چیزی که برام جالب بود این بودکه این دوستم نه آدمی عامی بود و نه آدمی جو گیر که بخواد حالابه این شدت تحت تاثیر قرار بگیره وعوض بشه حتمن یک اتقاقی فرا و ورای اینهاپیش امده .بعدکه بیشتر با هم صحبت کردیم دیدم بعععععععععععله،

موضوع الگو پذیری و الگو داشتن در زندگی زنانه خصوصن درزندگی زنانه ای که همراه با اعتقاد به مکتب و عقیده ای سنتی باشه گاهی اوقات مارو با مشکل رو به رو می کنه وهمیشه در برابرسوالی گنگ و مبهم قرار می دهد.

نداشتن تناسب بین الگوهای سنتی و به روز شدن مداوم زندگی ،مدرن شدن ، جهانی شدن ، در معرض باورها وتفکرات جدید قرار گرفتن ،چند گانه ای شیوهای زنانگی و  رفتار در یک فضا و مکان مشخص بیش ازپیش ما را رودر روی پرسشی قرار میدهد که به شیوه سنتی قادر به پاسخ آن نیستیم.

متاسفانه درفضای جدید نبود قرائتی نو از الگوهای قدیمی و دینی یک سرگردانی را به بارآورده است .زنانی که دوست دارندو می توانند در فضای حاکم بر جامعه به دوراز دل نگرانی های روزمره به بحثهای علمی رو بیاورند دارند در این میدان بشدت در معرض اسیب جدی روانی قرار می گیرندو حاضر نیستند عرصه را رها کنند. البته ممکن است خیلی ها تکلیف خودشان را به ظاهر مشخص کرده باشند اما این به معنی حذف صورت مساله نیست.حالا اگه اقلیت های قومی را هم به این نمونه ها اضافه کنیم اوضاع از اینی که هست بدتر می شود چون جو حاکم عرصه عمومی را به نفع خودو برای خود به معنا کرده و بر آن سیطره یافته .

- به گزاف نیست که درکنشهای روزمره ماچه مردها و چه زنها همیشه یک کلیت و یک شخص، یک فرد، یک حس هست که ماروبرای ادامه راهمون ترغیب می کنه و نوع واکنش به بسیاری از رویدادهای غیر منتظره رو برامون معنا می دهد و تا حدودی هم خیال ما رواز بابت پیامد رفتاری راحت می کنه . اما شاید در خصوص زندگی عادی و روزانه نداشتن الگو دست و پا گیرنباشه و بشه باهمان الگوهای متعارف به زندگی به گونه ای که دغدغه برانگیز نباشه ادامه حیات داد. اما ازانجایی که روایت علمی ازنوع روایتهای جنسیتی است و اکثر اوقات ساختار زبانی متاثر از جنسیت است نیاز مند یک باز نگری در تیپ ایدال برای ادامه مسیر هستیم  مسیری با نگاه زنانه، با حرفهای زنانه و باکنشهای زنانه...
|+| نوشته شده توسط سمیه در شنبه 1388/03/09  |
 
 
بالا