تبليغاتX
بدون مجوز - خواب
پراکنده گویی ها و...
 خواب

-

 چندروز پیش یکی ازدوستان نزدیکم  گفت : خواب دیدم که پدرم رواز دست دادم و خیلی ترسیده بودم؛هراسون نگاه دور وبرم می کردم  .بیشتروقتی دلم ریخت که می دیدم تنها برادرم داره بشدت گریه می کنه اینقدرشدید گریه میکرد که صورتش سیاه شده بود  وضجه می زد گفت توی خواب به خودم می گفتم چقدر حسین تنها شده ودیگه هیچ پشتیبانی نداره …گفت از این حس داشتم دیونه می شدم من فقط داشتم گریه می کردم اینقدرگریه کردم که با صدای گریه خودم ازخواب بیدار شدم وهمینطور این حس بی پدری داشت خفه ام می کرد هق هق می کردم همسرم می گفت آروم باش اون فقط یه خواب بوده فقط یه خواب… امامن نمی تونستم آروم با شم چون باتمام وجودم احساس کرده بودم که یتیم شدم .

-        خیلی وقتها از خواب که بیدار می شیم گنگیم ؛نمیتونیم فکر کنیم یه حس کلافگی؛ بی انگیزه گی ،ترس ،دلهره،آشوب، احساس معلق بودن می کنیم .احساس میکنیم به چیزی تعلق نداریم ممکن تمام برنامه های روزانمون رو تحت الشعاع قرار بده .ویا برعکس خیلی شادیم ،پراز حرفیم ، پر ازانرژی، اصلن یه جا بند نیستیم .

-        بسیاری از برنامه های روزانه ما با توجه به همین مساله پیش می رود . ممکن خیلی از برنامه هامون مثل مسافرت ،خرید ، مهمونی و... رو به خاطر یه خواب بهم بزنیم یا بر عکس مصم بشیم که حتمن انجامش بدیم .

وجود دارند دعواهای ، در گیری ها و زد وخورد هایی که به دلیل یه خواب اتفاق افتادند.آدمهایی هم بودند در طول تاریخ که خوابشون زندگیشون رو از این رو به اون رو کرده . مثلن ابن عربی که خواب پیامبر رو دید و در عرفان مسا ئلی رو مطرح کرد .خوابها جدا از مساله ی روانی شون ریشه در واقعیت های اجتماعی  ما دارند . زندگی روزمره ما بسیار بسیار متاثر از خواب است  و سابقه تاریخی و ملی ما هم بر اون موثرند ....  

 

|+| نوشته شده توسط سمیه در یکشنبه 1388/02/13  |
 
 
بالا